على محمدى خراسانى
104
شرح مكاسب (فارسى)
آرى اين اليات را آب مىكند و سپس بهعنوان روغن چراغ از آنها استفاده مىكند امّا حق ندارد آنها را بخورد [ چون از اعيان نجسه است ] و حق فروش هم ندارد [ چون در حكم ميته و اجزاء قابل حيات آنست . ] حال از اين روايت صلاحيت انتفاع به اين جزء مبان از حىّ ، مستفاد است ، و محقق سبزوارى در كفايه الاحكام « 1 » عمل به اين روايت را وجيه شمرده ، البته به پيروى از مطلبى كه شهيد اوّل از علّامه در بعض اقوالش نقل كرده [ در مفتاح الكرامة ج 4 ص 19 ، مىخوانيم : و حكى الشهيد فى حواشيه على الكتاب انه نقل عن المصنف فى حلقة الدرس انّه جوّز الاستصباح باليات الغنم المقطوعة تحت السماء ] پس برخى به استناد اين روايت بيع جزء مذكور را هم تجويز كردهاند . قوله : و الرواية : مرحوم شيخ در مجموع چهار اشكال به اين روايت و فتواى بعض دارند : 1 - اين روايت هرچند صحيحه است ولى شذوذ روايى دارد و تنها در جامع بزنطى آمده و شذوذ يك نقطه ضعف است ، البته در اين اشكال شيخ انصارى از ابن ادريس تبعيّت كرده چرا كه ابن ادريس ره پس از ذكر روايت فرموده : اين حديث از اخبار نادره و شاذّه است و مخالف با اجماع است زيرا كه اجماع قائم شده بر اينكه انتفاع از ميته مطلقا ممنوع است مگر در حال اضطرار و ضرورت ، و جزء مقطوع از حىّ نيز به منزلهء ميته يا مصداق آنست پس قابل انتفاع نيست ، و حديث با اين اجماع منافى است و طبعا حجّت نخواهد بود . 2 - مرحوم شيخ مىفرمايد : علاوه بر اشكال قبل ما نيز اشكالى داريم : يكى اينكه اين روايت معارض است با حديث ديگرى كه در مورد همين اليات الغنم وارد شده و آن اينكه : حسن بن على وشاء مىگويد :
--> ( 1 ) كفاية الاحكام ص 85 .